X
تبلیغات
همه از مرگ می ترسند....من از رفیق نامرد؟
خدایا چرا.......؟
 
 در بازی دل، نگاه من مات تو بود

هر برگ ـ دلم شکسته، پابست ـ تو بود

من شاه ـ دلم را به زمین انداختم

اما چه کنم که آس‌ـ دل دست تو بود....

************

ولی آس دل من که پیکه!!!!!!

برگ شانس شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

           

(پیک .نماد مرگ(
(دل .نماد زندگی)
(خشت.ثروت)
(خاج.طبیعت)

 

 

|+| نوشته شده توسط mostafa در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391  |
 

می خوام عاشق باشم دوبار             می خوام باتو باشم دوبار

نشد بهت بگم که عاشقت شدم                    بتونم به چشمات عشقو نشون بدم

خودت که میگی از پیشت برم                   بزار بهت بگم من دوست دارم

می ترسم از اینکه بری دیگه نیای              گفته بودی بامن تاآخرش میایی

کاشکی می دونستی دیگه طاقت ندارم          با چه زبونی بهت بگم دوست دارم

بهت بگم که مال من باش/ بسه بازی ستاره ی شبم باش/ زندونی دستام نیستی/ قرضم نیست توی قلبم/فعلاجاداری توحتما/بشواز من یهوبخشش ازتو/ بیا همدم من شو/بفهم این درد روبردی/شرط روبدون من کم آوردم/ نبودی روزها را به یادت می شمردم/مسئله ی نگاهتوبدزد ازمن/ حالاتوبگوبازم به آسمون ببر/ بازم دل بستم به توتا آخرخط هستم/ دل بندم...ازدنیا دل کندم/ دل تنگم هنوز...باتویه رنگم هنوز.می جنگم توروبیارم به چنگم.............؟

دیدی نشد بهت بگم که عاشقت شدم                بتونم به چشمات عشق نشون بدم

خودت که میگی میخوام از پیشت برم             بزار بهت بگم من دوست دارم

می ترسم از اینکه بری دیگه نیایی                گفته بودی تا آخرش با من میایی

کاشکی می دونستی طاقت ندارم                   با چه زبونی بهت بگم دوست دارم

نرودل من طاقت دوریت نداره                     آخه رفتن تودیگه برگشت نداره

نرونرودل من دیگه طاقت نداره                   آخه رفتن تو دیگه برگشت نداره

تویه ستاره بودی توشب من/اسم توروی سر لب من/چرارفتی قلب من آروم نداره/توشب تنهایی هام بیاستاره دیگه نمی تونم زنده بمونم/می خواهم واسه همیشه کنارت بمونم/تو که نیستی زندگی رنگی نداره...دیگه شب وروز من معنی نداره...؟؟؟

حالا دیگه راه ما از هم جداشد/سهم من از زندگی با تو باد هوا شد/دیگه دوستت ندارم...ازتوبیزارم/

حالامنم می رم وتنهات میزارم/نفرین تواینه که منودوستم نداشتی/توی غصه هام منو بی کس گذاشتی/حالادوست دارم که فقط تنها بمانی...تا آخر عمرت بیدار بمانی......؟

دوست من چرابه من بد می کنی                     دوستی پاک وداری ناپاک میکنی

                     تومگه به من نگفتی می مونم باهات همیشه

                        عشق من زندگی بی توهرگزنمی شه

                     بگو می مونی کنارم عشق من واسه همیشه

                     وقتی نیستی اشکام از گونه هام جاری میشه

بگو می مونی کنارم عشق من واسه همیشه         بی تو مرگم بهتر از زندگی میشه
|+| نوشته شده توسط mostafa در سه شنبه دهم آبان 1390  |
 

دلم...

|+| نوشته شده توسط mostafa در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390  |
 

از زندگی خسته شدم

از زندگی خسته شدم
از زندگی خسته شدم،از تکرار روزهای خسته

از شبهای تنهایی ،از دوستان بی معرفت

از همه مردمی که حرفهایشان دروغ و تکراری است.

 نمی دانم چگونه زندگی کنم !چگونه زندگی

 کردن را از یاد برده ام ... همه جا را سکوت

 سرد و دلتنگ کننده ای فرا گرفته

 دلم برای شادی ها تنگ شده برای خنده های  بلند...

|+| نوشته شده توسط mostafa در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390  |
 
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

|+| نوشته شده توسط mostafa در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390  |
 

توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره

چرا وقتی نوبت ماست اسمون جایی نداره

واسه من واسه من تنهایی درد"درد هیچکسو نداشتن

هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن

                                          دیگه باور کردم که باید تنها بمونم

|+| نوشته شده توسط mostafa در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390  |
 
تنهایی

عاشقی

يه دل دريايي مي خواد تا همه خطاهاي معشوقت رو توش غرق كني

عاشقي

يه دنيا محبت مي خواد كه بايد روز به روز اونو گسترده تر كني

عاشقي

يه قلب مي خواد كه تو هر ضربانش يه بار اسم معشوقت رو بشنوي

عاشقي

يه چشم مي خواد براي خوندن خط به خط كتاب دل معشوق

عاشقي

پايي مي خواد براي دويدن به هر كجايي كه معشوق هست

عاشقي

صداقتي مي خواد براي گفتن جمله مقدس دوستت دارم

عاشقي

از خود گذشتگي مي خواد براي به آرامش رسيدن معشوق

عاشقي

صبر مي خواد براي تحمل روزهاي سخت دوري از معشوق

عاشقي يعني

ساعت ها ايستادند زير برف و بارون و آفتاب براي ديدن معشوق

عاشقي يعني

ماه ها مست ديدار بودن

عاشقي يعني

خريدن يه لحظه ناز نگاه معشوق

عاشقي يعني

يه نامه براي معشوق كه تو دل سياه شب از سپيدي فردا ميگه

عاشقي يعني

بو كشيدن دست خط معشوق

عاشقي يعني

گريه كردن...گريه كردن...گريه كردن

عاشقي يعني

بارها خواب معشوق رو ديدن

عاشقي يعني

هر كجا به ياد معشوق بودن

عاشقي يعني

غرق لذت شدن حتي از صداي نفس هاي معشوق

عاشقي يعني

با ديدن معشوق ضربان قلبت بره رو هزار

عاشقي يعني

من ( حاضرم ) نباشم تا تو باشی

عاشقي يعني

وصال ، وصال دو روح نه دو جسم

عاشقي يعني

مال من نباش ، اما باش و زندگي كن...!

|+| نوشته شده توسط mostafa در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390  |
 صدای آشنا!

زندگیِ من آرام می گذشت.

اتفاقی نمی افتاد..!

تا این که سکوتی تمامِ وجودم را دگرگون کرد!

بی صدا آفتابی شد.. و دستِ مرا گرفت و به راهِ نوشتن کشید!

آری سکوت!

سکوتی که مشحونِ تحمل هاست..

سکوتی که از دنیا بریده است!

کاش نبود.. اما وجودِ من آن را شدیدتر می کند.

آی..! ای سکوتی که بی رحمانه مرا غرقِ محبت می کنی!

نمی خواهم.. محبت نمی خواهم!

آی صدای آشنا!... بد آمدی..چند روزی جرقه زدی رفتی.

تماشای تو وقت می خواست

گوشِ من پاسخی ندید

دلم می خواهد صدایت را بشنوم..

همین!


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط mostafa در چهارشنبه نهم شهریور 1390  |
 شعر تنهایی

ای  دل تنهام  چیه چشم انتظاری

باز  یه لحظه  یه دم اروم نداری

مثل  زمستون  تو حسرت بهاری

 

باز  عشقت  خیمه زد رو خونم

باز  یادت  اتیش زد به اشیونم

باز  بی تو  باید تنها بمونم

 

بیا سکوت لبهام هنوز حرمت خونست

پرنده ی دل من هنوز بی اشیونست

بیا  پراز امید هنوز این دل خسته

هنوز پلکای چشمام پای عشقت نشسته

 

 توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره  چرا وقتی نوبت ماست اسمون جایی نداره  واسه من واسه من تنهایی درده  درده هیچکسو نداشتن  هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن  دیگه باور کردم که باید تنها بمونم  تا دم لحظه ی اخر شعر تنهایی بخونم

|+| نوشته شده توسط mostafa در دوشنبه یازدهم دی 1378  |
 
 
بالا